تبليغاتX
فقط بخاطر تو

خدمات وبلاگ نویسان جوان




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





درد دله یه عاشق

خدایا چرا دیگران مفهوم دوست داشتن را نمی دانند؟

چرا میان دوستی و به هم رسیدن خیلی فاصله است؟

چرا تقدیر همیشه آن چیزی نمی باشد که ما می خواهیم؟

چرا ما نباید آنطور که  می خواهیم زندگی کنیم؟

خدایا چرا تو عاشق و معشوق را فرسنگها دور از هم قرار دادی؟

!!!محبوبم در کدامین شهر خفته ای که قلب غم زده ام در این نیمه های شب تو را می جوید

ای کاش می شد لحظه ای در کنارت آرام گیرم

ای کاش می شد به سویت پر کشم

بوی خوش پیراهنت را ببویم و تا ابد کنارت بمانم

با اینکه ساعت از ۲ نیمه شب گذشته ولی خواب به چشمام نمیاد

نمی دونم این وقته شب با اینکه شاید همه خواب باشن اما من بیدارم

دارم با معبودم حرف میزنم میگم خدایا، چرا ، تا کی ،

.....................فکر می کنی انتظار دیگه بس نیست

 

دیگه دنیا واسه من تاریکه

                             زندگی کوره رهی باریکه

                                                        این منم از همه جا وا مانده

                                                                                      از همه مردم دنیا رانده

ای خدا ،ای خدا ،ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 


[+] نوشته شده توسط عاطفه در 2:9 | |







سفر

                   گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

                   باید برم، برای تو فقط یه حرف ساده بود            

                  کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

                  شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه

                  شاید که این عاقبت اینجوری عاشق شدنه!!!

                      

                     سفر همیشه قصه ی رفتن و دلتنگیه

                     به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

                     همیشه یک نفر میره آدم و تنها میزاره

                     میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میزاره

                     همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه!!!

 سلام دوستای خوبم

من یه چند روزی نیستم دارم میرم مسافرت

اگه عمرم به دنیا بود که میام یه پست جدید میزارم اگه نه که دیگه....

منتظرم نباشید

دلم براتون تنگ میشه ...خیلی زیاد

مخصوصا واسه.......................                


[+] نوشته شده توسط عاطفه در 13:8 | |







عاشقانه

یه چشم همیشه باید توش اشک باشه و گرنه می سوزه.....

یه دل همیشه باید توش غم باشه و گرنه می شکنه.....

یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه و گرنه اسیر میشه.....

یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه و گرنه ساکت میشه.....

یه لب همیشه باید توش خنده باشه و گرنه زود پیر میشه.....

یه دفتر نقاشی باید خط خطی باشه و گرنه با کاغذ سفید فرقی نداره.....

یه جاده باید انتها داشته باشه و گرنه مثل یه کلاف سر در گمه.....

یه قلب پاک باید به یه نفر ایمان داشته باشه و گرنه فاسد میشه.....

یه چشم اشک آلود...یه دل غم آلود...یه کبوتر عاشق...

یه قناری خوش آواز...یه لب خندون...یه جاده با انتها...یه دفتر نقاشی...یه دیوار استوار...یه قلب پاک و...

اینا همه یه جایی معنی داره جاییکه:

چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم...دل غم آلودت رو من شاد کنم

شنونده ی آواز قشنگت من باشم...لبای کوچیکت رو من خندون کنم

نقاش دفتر خاطراتت من باشم...پاکی قلبت رو با عشقم معنی کنی

از اینکه بهم تکیه می کنی احساس مسئو لیتم بیشتر میشه...!!

چند وقته احساس می کنم بزرگ شدم...

چون یه حس درونی بهم میگه دیگه مال خودم نیستم...

جانم ز فراق، رنج بسیار کشید

با رفتن تو، همیشه آزار کشید

ما همسفر راه درازی بودیم

بین منو تو زمانه دیوار کشید

 


[+] نوشته شده توسط عاطفه در 19:24 | |







تقدیم به تو...

گفتمش تو کیستی؟

گفتا عشق!

گفتم چیستی؟

گفت:آتش و خاکستر. تاریکی و نور. درد و درمان.

گفتم:به چه کار می آیی؟ جواب داد:بسوزانمو خاکسترم کنم. سپس به تاریکی ببرم و نور دهم. درد دهم و درمان کنم.

گفتم:باید از تو ترسید؟خندید و گفت:آری باید از من ترسید.

گفتم:اگر به دل راه پیدا کنی چه؟گفت:دیگر نمی شود کاری کرد در آن صورت مبتلا شدی.

گفتم :پس چه کنم؟ پاسخ داد:هیچ نظاره گر ریشه هایم باش که در تار و پود وجودت جان مگیرد و بالا می رود.

پرسیدم:چگونه می شود تو را از دل بیرون راند؟باز خنده ای کرد و گفت:دیگر نمی توانی مرا از دلت

بیرون کنی چون دردی هستم که خود نیز درمانم اگر بیرون بروم دلت خواهد مرد تو خودت هم از

بودن من لذت می بری.چشمانم را بستم و دریچه ی قلبم را گشوده

و گفتم:پس به خانه ات خوش آمدی ای عشق!


[+] نوشته شده توسط عاطفه در 14:16 | |







امید من

عشق ما پرشکوهتر از آنست که با اندک ناملایمی از بین برود

ما هرگز از هم جدا نخواهیم شد

عشق ما هرگز رنگ خزان را نخواهد دید

همیشه حتی در سردترین روزهای زمستان هم ما گرمی عشق را در وجودمان حس خواهیم کرد

زیرا هر دو یکدیگر را دوست داریم

زیرا جهان برای ماست و بکام ما خواهد بود

شکوه عشق پرشور ما از گلهای بهاری واز مناظر دل انگیز آن زیباتر است

امید من ترا بیشتر از بهار جوانیم و زیادتر از دوست داشتنی ترین چیزهای روی زمین دوست دارم .

ای عزیز دلم ای پرستوی کوچک من می پرستمت....

تقدیم به همه عاشقا


[+] نوشته شده توسط عاطفه در 12:55 | |







نامه ای برای یک مسافر

اگر تو بیایی همه لحظه های عاشقانه زیستنم نثار آن شمعی باد که وجودم را بخاطر رسیدن به تو روشن نگه داشت. سالهاست به انتظار نشسته ام و بر تمامی دشت ها شقایق عشق کاشتم

صحرای دلم را از عشق به دیگران تهی نمودم تا تنها عشق تو مجمر دلم بیفروزد به امیدی که تو خواهی آمد.عزیز زهرا میلادت بر دوستدارانت مبارک باد.

 

سلام به همه دوستان وبلاگ نویس . من عاطفه هستم در این روز خجسته من را هم در جمع صمیمانه خود پذیرا باشید.

 


[+] نوشته شده توسط عاطفه در 13:23 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس